تبليغاتX
عشق ؟!
آیا شما عاشق شدید؟
اگه یه روزی اومد که دیدی همه دنیا دوست دارن ، بدون یکیشون منم............

اگه یه روزی اومد که دیدی هزار نفر دوست دارن ، بدون یکیشون منم............

اگه یه روزی اومد که دیدی صـــد نفر دوست دارن ، بدون یکیشون منم............

اگه یه روزی اومد که دیدی  ده نفــــر دوست دارن ، بدون یکیشون منم............

 

 کاش همه ی عشقای دنیا عشق آسمونی بود عشق به خدا بود و صفا و مهربونی بود کاش همه ی آرزوها یافتن عشق و خوبی بود کاش توی دنیای ما ستاره ها چیدنی بود کاشکی گلها همیشه توی باغا شاد بودن حتی توی زمستون هم گلها همیشه باز بودن کاشکی تو قلب آدما عشق و مهربونی بود عاشق خدا بودن کاشکی به این آسونی بود دیگه

 

اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟اجازه هست خيال کنم بازم مي آي مي بينمت ؟ با اون چشماي مهربون دوباره چشمک مي زني؟ طپش طپش با چشمکت غزل بگم براي تو با اتکا به عشق تو تو زندگي برم جلو؟

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 20:2  توسط مبینا  | 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

 شكسپير ميگه: فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري ، وبدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 19:53  توسط مبینا  | 

بيچاره دخترا اگه تيپ بزنن برن بيرون ميگن با كي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشن ميگن اصلا سليقه نداري اگه زياد بگن دوستت دارم . ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگن دوست دارم ميگن پاي كس ديگه اي وسطه اگه زياد بهشون زنگ بزني ميگن اعتماد نداري اگه يه مدت زنگ نزنن ميگن سرت خيلي شلوغه اگه تو خونه زياد بخندن ميگن لوس شدي اگه نخندن ميگن چه مرگته عاشق شدي اگه شام بخوان ميگن همش به فكر شكمتي اگه شام نخوان ميگن چي كوفت كردي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 19:49  توسط مبینا  | 

تو  مگه  قسم  نخوردی  دلمو  تنها  نذاری؟!

 

روبروم  نشستی ، اما  از غریبه  کم  نداری

 

روبروی  من  نشستی ،  توی  چشم  تو  ستاره

 

از  صدای  تو  شنیدم ،  که  دلت  دوسم  نداره

 

دل ِ تو، تو آسمونا ، من  به  دنبال ِ  دل ِ  تو

 

تو  به  دنبال ِ ستاره ، من  به  یاد ِ قسم ِ  تو

 

تو  مگه  قسم  نخوردی  دلمو  تنها  نذاری؟!

 

هرگز  از  روز ِ جدایی  سخنی  به  لب  نیاری؟!

 

حالا  روبروم  نشستی ، حرف ِ تو  فقط  جدایی

 

تو  قسم  نخورده  بودی ، که  یه  دنیا  بی وفایی !!

 

تو  قسم  نخورده  بودی ، روزی  عشق ِ  تو  می میره!

 

     نور ِ  یک  ستاره ،  یک  شب ، جای  مهتاب رو  می گیره!

 

 

 

ترا قسم به حقيقت, ترا قسم به وفا
ترا قسم به محبت, ترا قسم به صفا
ترا به ميكده ها و تر به مستي مي
ترا به زمزمه جويبار و ناله ني
ترا به چشم سياهي كه مستي آموزد
ترا به آتش آهي كه خانمان سوزد
ترا قسم بدل و آرزو, به رسوائي
ترا بشعله عشق و ترا بشيدائي
ترا قسم به حريم مقدس مستي
ترا بشور جواني,ترا باين هستي
ترا بگردش چشمي كه گفتگو دارد
ترا بسينه تنگي كه آرزو دارد
ترا بقصه ليلا و غصه مجنون
ترا بلاله صحرا نشسته اندر خون
ترا بمريم خاموش و سوسن غمگين
ترا بحسرت فرهاد و ناله شيرين
ترا بشمع شب افروز جمع سرمستان
ترا بقطره اشك چكيده در هجران
ترا قسم به غم عشق و آشنائيها
دل چون شيشه من مشكن از جدائيها

 

 

مسافر به انتظارت خواهم ماند تا ابد برای همیشه...

زیرا می دانم که به سوی من باز خواهی گشت.

پس با همه ی توانم تلخی این انتظار را تحمل خواهم کرد

 به انتظارت خواهم ماند

زیرا قلب من با هر تپش خود آهنگ خاطرات گذشته را می نوازد

 قلبی که در آن خاطره ها و خوشی ها مدفون است.

حتی اگر بدانم که به سوی من باز نمی گردی بازهم به انتظارت می نشینم

شاید روزی صدای پایی را بشنوم که از آن تو باشد.

 

باز هم امشب زير لب صدايت ميكنم

اشك ميريزم، دو چشمم را فدايت ميكنم

در  نگاه خسته ات،دنبال حرفي تازه ام

هر چه مي خواهي بگو ، من هم دعايت مي كنم

خسته اي ،طاقت نداري ،پس رهايت ميكنم

 رفته اي،من مانده ام،در انتها ي عشق تو

رفته ام قربان عكست،چشم زير پايت ميكنم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 21:10  توسط مبینا  | 

 

mobina-tanha.blogfa.com
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 22:15  توسط مبینا  | 

هرگاه گریه کردم تو را در اشکهایم دیدم  

اشکهایم را پاک کردم تا تورا هیچکس نبیند

اشک نیستم ولی برای تو ریخته می شوم

آتش نیستم ولی برای تو روشن می شوم

شاعر نیستم ولی برای تو شعر می گویم

 

( پس بگذار با تو بمانم ای بهترینم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 23:23  توسط مبینا  | 

اگر می دانستی که چه زجری دارد خنجر از دست عزیزان خوردن به من خسته

نمی گفتی که چرا غمگینم

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق به هر بی سر و پایی نکنیم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

 : کاش دنیا سه چیز نداشت

 

عشق

 

                        غرور

 

                                               دروغ

 

در اینصورت انسان به خاطر عشق . از روی غرور . دروغ نمی گفت

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 10:46  توسط مبینا  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 14:11  توسط مبینا  | 

 

 

خدمت به خلق وظيفه نيست...

بلکه لذتی است...

 که...

 سلامت و شادابی شخص را زياد می کند

(‌ زرتشت )


اگر می خواهی لحظه ای خوشحال باشی...

 انتقام بگير...

واگر برای هميشه طالب خوشی هستی...

 عفو نما...

( لاکودر )

_________________________________________________________________

در همين نزديکی نوری هست....

                 در همين نزديکی نگاهی هست....

                              در همين نزديکی دستی هست....

                              و خدا......

                            در همين نزديکی ست......

 

 

 

 

مراقب باشيد چيزهایی را که دوست داريد بدست آوريد...

وگر نه سر انجام ناچار خواهيد بود...

چيزهايی را که بدست آورده ايد دوست داشته باشيد...

 

(جرج برنارد شاو)

 

___________________________________________________________

 

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 18:5  توسط مبینا  | 

چند نمونه فلش

فلش1

عکس

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 14:54  توسط مبینا  |